تبليغاتX
شازده کوچولو

شازده کوچولو

دریغ مدت عمرم که بر امید وصال

به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

....

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 11:0  توسط الهه محمدی فرانی  | 

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو کس خواهد گفت

آن زمان که خبر مرگمرا می شنوی کاشکی روی تورامی دیدم

شانه با زدنت را بی قید وتکان دادن سر را که مهم نیست زیاد

و تکان دادن دست عاقبت مرد!

افسوس کاشکی می دیدم

چه کسی باور خواهد کرد

جنگل جانمرا آتش عشقتو خاکستر کرد.

فریاد سکوت تنهایی من را چه کسی گوش می دهد؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 15:33  توسط الهه محمدی فرانی  | 

در فراسوي مرزهاي تنت تو را دوست دارم
در فراسوي مرزهاي تنم تو را دوست دارم :
آنجا كه رسالت اندام ها پايان مي گيرد .
در فراسوي مرزهاي تنمان
با من
وعده ديداري بگذار

غم انگیز ترین چیز دنیا اینه که تو این دنیا دو نفرو اهلیکنه اون هر روز وقت غروب باید بشینی ببینی حق با توبوده یا نه

الههمحمدی فرانی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 15:24  توسط الهه محمدی فرانی  | 

شازده كوچولو

اهلي كردن يعني چه ؟

ايجاد علاقه كردن.............

ميدونيد اگه آدم گذاشت اهليش كنن بفهمي نفهمي خودشو به اين خطر انداخته كه كارش به گريه بكشه

ايكاش آدم مي تونست بدون عشق زندگي كنه ولي اونجوري ديگه آدم نيست يه قارچه

اگه آدم بخواد هم آدم کوچولو بمونه هم کارش به گریه نکشه چی؟

اصلا امروز خیلی دلم گرفته کی میدونه شاید آسمون هم به خاطر من دلش گرفته

چیزی که مهمه با چشم سر دیده نمی شه با چشم دل باید دید

الهه محمدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:19  توسط الهه محمدی فرانی  | 

 

زندگی

زندگی چیست؟

رویایی بیش نیست

یا طلوعی یا غروبی یا بهاری یا خزانی بیش نیست

این طلوع و این غروب

این بهار و این خزان

گذر عمریست

زندگی پرتوی از نور خداوندیست

زندگی جاده صعب العبوریست

زندگی صحنه عشق است و کم و بیش نیست

زندگی هست اما هیچ نیست

 

 الهه مهحمدی فرانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 13:55  توسط الهه محمدی فرانی  |